<?xml version="1.0" encoding="utf-8" ?>
<rss version="2.0" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" >
<channel>
<title>عشق و صداقت</title>
<link>https://homayon48.blogfa.com</link>
<description>فرهنگ و ادب و تاریخ</description>
<language>fa</language>
<generator>blogfa.com</generator>
<lastBuildDate>Tue, 24 May 2022 10:48:35 +0330</lastBuildDate>
<item>
<title>نه این قرارمون نیود</title>
<link>https://homayon48.blogfa.com/post/87</link>
<description>نه این قرارمون نبود تو بی خبر بری من خسته شم که تو بی همسفر بری نه این قرارمون نبود من رنگ شب بشم تو سر سپرده شی من جون به لب بشم باور نمیکنم این تو خود تویی این تو که از خودت ب ی خود شده تویی باور نمیکنم عشق منی هنوز گاهی به قلب من سر میزنی هنوز وقتی زندونی تو هوس مثل پروازی تو قفس این رسم همراهی نشد ای هم نفس وقتی قلبت از من جداست سرگردونه بی هم صداست انگار دستت با دست من نا آشناست باور نمیکنم این تو خود تویی این تو که از خودت بیخود شده تویی باور نمیکنم</description>
<pubDate>Tue, 24 May 2022 10:48:35 +0330</pubDate>
<dc:creator>homayon48</dc:creator>
<guid>homayon48.blogfa.com/post/87</guid>
</item>
<item>
<title></title>
<link>https://homayon48.blogfa.com/post/86</link>
<description>ساقیا امشب ز درد عشق حالی دیگرم نغمه ای دیگر بگو من در نوایی دیگرم از صدای چنگ و نی دیگر نمی آیم به شوق مطربان در ساز کوبند و هوایی دیگرم عشق را هر عاشقی دیوانگی خواند ولی عشق دیدار تو و در سر جنونی دیگرم درد بی درمان عاشق را نگارش باشد و من پی بی درد درمان و طبیبی دیگرم حالیا هرکس رود راهی ومن گمگشته ام در سرم سودای یار و در نشانی دیگرم مولانا</description>
<pubDate>Sat, 10 Feb 2018 17:02:54 +0330</pubDate>
<dc:creator>homayon48</dc:creator>
<guid>homayon48.blogfa.com/post/86</guid>
</item>
<item>
<title>زمستان</title>
<link>https://homayon48.blogfa.com/post/85</link>
<description>زمستان: عنوان مشهورترین شعر مهدی اخوان ثالث (م. امید) است. او این شعر را در جریان کودتای ۲۸ مرداد سرود. شعر دارای دو لایه است: در لایه اول، راوی مشغول توصیف سرمای سوزان آخرین فصل سال است، اما در لایه زیرین راوی یخبندان فضای سیاسی کشور را به تصویر می کشد. شاعر در به تصویر کشیدن فضای سیاسی بسیار متبحرانه عمل کرده و شباهت خفتگان سیاسی با زمستان را خوب توصیف نموده است. زمستان سلامت را نمی خواهند پاسخ گفت سرها در گریبان است کسی سر بر نیارد کرد پاسخ گفتن و دیدار</description>
<pubDate>Thu, 27 Jul 2017 09:15:00 +0330</pubDate>
<dc:creator>homayon48</dc:creator>
<guid>homayon48.blogfa.com/post/85</guid>
</item>
<item>
<title>دلم تنگته</title>
<link>https://homayon48.blogfa.com/post/84</link>
<description>دلم تنگته باز هوام ابریه نمیدونم الان دلت با کیه حواست اصا ذره ای با منه؟ تو شعراش یکی داره جون میکنه میدونم چقدر سخته که با توئه ولی باز چه خوشبخته که با توئه شبا پا برهنه تو ساحل برو از این حالو روزم تو غافل برو گمونم که الان تو فکر منی که اینجوری آروم قد میزنی میدونم خیاله ولی کاش همون پیرهنی رو که دادم بهت تن کنی از اون بیقراری از اون مهربونی تو هم ذره ای با دله من کنی نگاهت دله خستمو میبره دلم ناز چشماتو هی میخره هوای نفسهات تویه قلبمه یه روز و یه شب</description>
<pubDate>Mon, 17 Jul 2017 16:45:00 +0330</pubDate>
<dc:creator>homayon48</dc:creator>
<guid>homayon48.blogfa.com/post/84</guid>
</item>
<item>
<title>تو دانی</title>
<link>https://homayon48.blogfa.com/post/83</link>
<description>نسیم صبح سعادت بدان نشان که تو دانی گذر به کوی فلان کن در آن زمان که تو دانی تو پیک خلوت رازی و دیده بر سر راهت به مردمی نه به فرمان چنان بران که تو دانی بگو که جان عزیزم ز دست رفت خدا را ز لعل روح فزایش ببخش آن که تو دانی من این حروف نوشتم چنان که غیر ندانست تو هم ز روی کرامت چنان بخوان که تو دانی خیال تیغ تو با ما حدیث تشنه و آب است اسیر خویش گرفتی بکش چنان که تو دانی امید در کمر زرکشت چگونه ببندم دقیقه‌ایست نگارا در آن میان که تو دانی یکیست ترکی و تازی</description>
<pubDate>Thu, 21 Jan 2016 07:26:54 +0330</pubDate>
<dc:creator>homayon48</dc:creator>
<guid>homayon48.blogfa.com/post/83</guid>
</item>
<item>
<title>شاهد افلاکی</title>
<link>https://homayon48.blogfa.com/post/82</link>
<description>چون زلف تو ام جانا در عین پریشانی چون باد سحرگاهم در بی سر و سامانی من خاکم و من گردم من اشکم و من دردم تو مهری و تو نوری تو عشقی و تو جانی خواهم که ترا در بر بنشانم و بنشینم تا آتش جانم را بنشینی و بنشانی ای شاهد افلاکی در مستی و در پاکی من چشم ترا مانم تو اشک مرا مانی در سینه سوزانم مستوری و مهجوری در دیده بیدارم پیدایی و پنهانی من زمزمه عودم تو زمزمه پردازی من سلسله موجم تو سلسله جنبانی از آتش سودایت دارم من و دارد دل داغی که نمی بینی دردی که نمی دانی</description>
<pubDate>Sat, 15 Aug 2015 13:08:00 +0330</pubDate>
<dc:creator>homayon48</dc:creator>
<guid>homayon48.blogfa.com/post/82</guid>
</item>
<item>
<title>روزگار پرهیز</title>
<link>https://homayon48.blogfa.com/post/80</link>
<description>اگـر چـه بـاده فـرح بـخـش و بـاد گـل‌بیز است بـه بـانـگ چنگ مخور می که محتسب تیز است صـراحـی ای و حـریـفـی گـرت بـه چـنگ افتد بـه عـقـل نـوش کـه ایـام فـتـنـه انـگـیـز است در آســتــیــن مــرقــع پــیــالــه پــنــهــان کــن که همچو چشم صراحی زمانه خون‌ریز است بــه آب دیــده بــشــویــیــم خــرقـه‌هـا از مـی کــه مــوســم ورع و روزگــار پــرهــیـز اسـت مـجـوی عـیـش خـوش از دور بـاژگـون سـپـهر کـه صـاف این سر خم جمله دردی آمیز است سـپـهـر بـرشـده</description>
<pubDate>Mon, 10 Feb 2014 14:29:00 +0330</pubDate>
<dc:creator>homayon48</dc:creator>
<guid>homayon48.blogfa.com/post/80</guid>
</item>
<item>
<title>یاد باد</title>
<link>https://homayon48.blogfa.com/post/79</link>
<description>یاد باد آنکه ز ما وقت سفر یاد نکرد به وداعی دل غمدیده ی ما شاد نکرد آن جوان بخت که میزد رقم خیر و قبول بنده ی پیر ندانم ز چه آزاد نکرد کاغذین جامه به خوناب بشویم که فلک ره نمونیم به پای علم دار نکرد دل به امید صدایی که مگر در تو رسد ناله ها کرد دراین کوه که فرهاد نکرد سایه تا باز گرفتی زسحر مرغ سحر آشیان در شکن طره ی شمشاد نکرد شاید ار پیک صبا از تو بیاموزد کاش زانکه چالاکتر از این حرکت باد نکرد کلک مشاطه ی صنعش نکشد نقش مراد هر که اقرار به این حسن خداداد</description>
<pubDate>Thu, 02 Jan 2014 11:12:00 +0330</pubDate>
<dc:creator>homayon48</dc:creator>
<guid>homayon48.blogfa.com/post/79</guid>
</item>
<item>
<title>مهر دل</title>
<link>https://homayon48.blogfa.com/post/78</link>
<description>گیرم که بر کنی دل سنگین زمهر من زمهر من مهر از دلم چگونه توانی چگونه توانی که برکنی؟</description>
<pubDate>Thu, 14 Mar 2013 13:05:00 +0330</pubDate>
<dc:creator>homayon48</dc:creator>
<guid>homayon48.blogfa.com/post/78</guid>
</item>
<item>
<title>عاشقانه ترین ترانه شب</title>
<link>https://homayon48.blogfa.com/post/77</link>
<description>امشب از شميم عطر نياز تا نگاه عاشقانه لبريزم دوست دارم از نگاه معصومت همچو شبنمی شوم بياويزم عاشقانه ترين ترانه شب هديه بر غم لبان خاموشت در طلوع بی كرانه عشق آسمان پرستاره تن پوشت خيره در زلال شبنم ياس با بلور چشم تو هم رازم در تلاطم واژگان سكوت تا حديث عشق را بی آغازم آری آغاز دوست داشتن است گرچه پايان راه ناپيداست من به پايان دگر نينديشم كه همين دوست داشتن زيباست... ((فروغ فرخ زاد ))</description>
<pubDate>Fri, 05 Aug 2011 08:14:00 +0330</pubDate>
<dc:creator>homayon48</dc:creator>
<guid>homayon48.blogfa.com/post/77</guid>
</item>
</channel>
</rss>
