فریدون توللی بعد از نیما یوشیج یکی از پیشگامان تحول شعر پارسی در قرن اخیر است.
از او "رها" "نافه" از شاهکارهای شعر نو بشمار می آید.
شعر "کارون" از دفتر "رها" از شمار اشعار ماندگار ایران بشمار می آید.
این شعر در آن زمان در پشت شیشه همه مغازه های آبادان به چشم میخورد.
کارون
بلم آرام چون قویی سبکبال
بنرمی بر سر کارون همی رفت
به نخلستان ساحل قرص خورشید
ز دامان افق بیرون همی رفت
شفق بازیکنان در جنبش آب
شکوه دیگرو راز دگر داشت
به دشتی پر شقایق باد سرمست
تو پنداری که پاورچین گذر داشت
جوان پارو زنان در سینه موج
بلم میراندو جانش در بلم بود
صدا سر داده غمگین د ر ره باد
گرفتار غم وبیمار غم بود
"دوزلفونت بود تار ربابم"
"چه میخواهی ازین حال خرابم"
"تو که با مو سر یاری نداری"
"چه میخواهی ازین حال خرابم"
درون قایق از باد شبانگاه
دو زلفی نرم نرمک تاب میخورد
زنی خم گشته از قایق بر امواج
سر انگشتش به چین آب میخورد
صدا چون بوی گل در جنبش باد
به آرامی به هر سو پخش میگشت
جوان میخواندوسرشاراز غمی گرم
پی دستی نوازش بخش میگشت
"تو که نوشم نیی نیشم چرایی؟"
تو که یارم نیی پیشم چرایی؟"
"تو که مرهم نیی زخم دلم را"
"نمک پاش دل ریشم چرایی؟"
خموشی بود وزن در در پرتو شام
رخی چون رنگ شب نیلوفری داشت
ز آزار جوان دلشادوخرسند
سری با او دلی با دیگری داشت
زدیگر سوی کارون زورقی خرد
سبک بر موج لغزان پیش میراند
چراغی کورسو میزد به نیزار
صدایی سوزناک از دور میخواند
نسیمی این پیام آوردوبگذشت
"چه خوش بی مهربونی درد سر بی"
جوان نالید زیر لب به افسوس
"که یکسر مهربونی دردسر بی"
فریدون توللی آبان 1347تهران